انتخابات

امسال اولین باری بود که بنده کنشگری آشکار انتخاباتی داشتم، اما متوجه شدم معیارهای بعضی در انتخاب به اندازه ۱۴۰۰ سال گزشته پیش پا افتاده یا غیر اخلاقی است.

هر تصمیم کوچک و بزرگی در این زندگی امتحانی در پیشگاه خداست. چه اینکه این تصمیم برای انتخاب رهبر یا مدیر یک جامعه باشد.

با قبول این نکته که انتخابات های فعلی در هر نقطه از جهان از نظر اهمیت درجات کمتری دارند، انسان هایی که در همین انتخابات های ساده با معیارهای غلط انتخاب میکنند، بعید است در روز بحران و انتخاب های تاریخ ساز فورا معیار های خود را اصلاح کنند.

شیعه همواره به انتخاب مردم باخته است. مردم بعد از پیامبر ص با معیار های بسیار پیش پا افتاده و ظاهرا منطقی کسی را کنار زدند که افلاک و آسمان ها به او سجده کرده بود.

برای مثال ضعیف بودن پشتوانه قبیله ای حضرت علی ع، جوان بودنش، خوش خنده بودن و اهل جنگ و رزم بودنش (که موجب تشدید تعداد دشمنانش بود) دلایلی به ظاهر منطقی بود که برای کنار گزاشتن حضرت علی ع مطرح شد و مردم نادان را گمراه کرد.

توجه کنید که آن زمان عموم مردم نمی دانستند که مولا علی ع دارای چه مقام و منذلتی نزد خالق است و به عنوان یک فرد مطرح برای جانشینی پیامبر به او نگاه می کردند. لذا شاید به همین اندازه که انتخاب فرد بهتر در این زمان سخت و گمراه کننده است آن زمان هم تشخیص اصلح برای مردم آسان نبوده است.

همین داستان رای دادن بدون پشتوانه فکری و فلسفی و اعتقادی قوی به امام حسین ع هم علت اساسی تنها ماندن او بود. مردم آگاه نبودند که به امام عالمیان دعوت نامه نوشته اند. بعضی از مردم امام حسین ع را صرفا گزینه ای مطرح در برابر یزید می دیدند که مانند یزید ظالم نبود. در نتیجه بیشتر حتی بخاطر راحتی خودشان به امام حسین ع نامه نوشتند تا از دست یزید رها شوند. مگر نه مردم اگر آگاه به شان او بودند که در بیعت با امام حسن ع شک نمی کردند.

امروز برای ما آشکار و روشن است که آن بزرگان چه سخنان نابی بیان فرموده و چه شاگردان عظیمی مثل سلمان تربیت نموده و چه نقشی در ملکوت آسمان ها ایفا می کنند. در آن زمان مردم مجبور بودند با همین معیار های عادی و فکر عقل خودشان انتخاب درست را پیدا کنند.

اکنون اما در انتخابات ریاست جمهوری، سوای اینکه نظر من بر چه کسی بود و استدلالهایم چه بود، اما از اینکه برخی از مردم برای دفاع از انتخاب خودشان استدلال کافی و محکم نداشتند مرا آزار می داد.

برای مثال ما قرن ها این داستان را برای بچه هایمان تعریف کرده ایم که مولا علی ع برای بدست آوردن قدرت یک دروغ به ظاهر ساده را در شورای شش نفره نگفت و بدین ترتیب خلافت هفت کشور را از دست داد. این اتفاق یکی از شرافت مندانه ترین اتفاقات تاریخی است و عده کثیری پس از شنیدن این داستان مردم آن زمان را نفرین می کنند که قدر چنین انسانی را ندانستند.

اما به صورت واضح در این انتخابات مشاهده کردیم که نمودارها فریبکارانه جلوی دوربین بالا میرفت ولی مردم به سادگی از کنار این موضوع عبور می کردند.

یا رفتار قومیتی که در این انتخابات مشهود بود و بجای اینکه مردم چنین رفتاری را محکوم کنند، نامزدی که به نژاد خود توجه ویژه ای داشت توسط هم شهریان و هم زبانانش به صورت جدی حمایت شد. این رفتار نژاد پرستانه چه فرقی با ادعای باطل یهودیان دارد که می گویند خداوند تنها از قوم یهود باید پیامبر بفرستد؟

در مواردی دیگر مردم به جای مقایسه کل جریان همراه دو نامزد، تنها به مقایسه شخصیت فردی آن دو اکتفا می کردند. اینکه این نامزد نماینده چه فکر و چه اندیشه و چه هدفیست زیاد برای مردم روشن نبود. شاهد بودم که در صف نانوایی گفته میشد فلان نماینده چون لوتی منش است می تواند رییس جمهور بهتری باشد. هر چند همان نماینده در مناظرات به دفعات نامزد مقابل خود را مسخره کرده و با لحن های بی ادبانه با او سخن می گفت که قطعا بدور از شاخصه های لوتی گری هست. لذا اصلا بعضی در اختصاص صفت لوتی منش به افراد هم مشکل داشتند.

در مواردی دیگر، بودند عده ای که صرفا به دنبال پیشرفت اقتصادی بودند و روش آن برایشان مهم نبود. شاید فکر کنید مشکل مالی داشتند ولی در یکی از موارد خودرو شخص مورد بحث برای خرید کل زندگی بنده و اجتماعی از دوستانم کافی بود. این افراد هم درگیر نوعی خودخواهی بودند که اهمیت تاثیر انتخابشان بر تاریخ و سایر مولفه های اقتدار و سربلندی یک کشور را حاضر بودند فدای پول کنند. حتی اگر چنین فردی به نامزد مورد انتخاب بنده رای می داد بخاطر اندیشه و سبک مدیریت و اهداف او نبود. بلکه بخاطر امید به حل مشکل اقتصادی او بود.

در این شرایط که معیار انتخاب بسیاری از مردم درست نیست، حتی در صورت انتخاب فرد اصلح، من از این انتخاب خوشحال نخواهم بود. چون مردم نه از روی درک اهداف و اندیشه فرد نامزد، بلکه از روی نژاد یا منافع شخصی یا صرفا برای بهبود وضعیت مالی ضمن فدا کردن سایر مولفه ها به آن نامزد اصلح رای داده اند لذا آن رییس جمهور نخواهد توانست اندیشه اساسی و اهداف تاریخ ساز خود را دنبال کند و درگیر انتظارات فوری خواهد بود.

بدانید که این زندگی بسیار کوتاه است. قاتلین امام حسین ع چند روزی را شاید در دنیا با پول یزید خوش گذرانده باشند (که آن هم مشکوک است) اما این افراد مسیر تاریخ را به جهنم تبدیل کردند و دین خالص و علم اعظم و عرفان عملی که نزد امام بود را در قتلگاه سر بریدند تا آیندگان از آن محروم شوند. آن ها از همان لحظه تا روز قیامت به تک تک انسان های بعد از خود مدیون اند. خداوند از ما انتظار دارد به بهای مطاع زود گذر دنیا انسانیت تاریخی مان را زیر سوال نبریم. چنین افرادی باعث می شوند که در روز قیامت شیطان به انسان طعنه بزند. و اگر نبود امثال مولا علی ع چه کسی برای نوع بشر آبرو داری می کرد؟

تا زمانی که این خودخواهی ها از تصمیمات افراد کنار نرفته، حضور امام دوازدهم میسر نخواهد بود. که اگر میسر بود قطعا تاکنون موضوع غیبت به انتها رسیده بود. چرا که امام مشتاق حضور است و دقیقا نکته اینجا است که مردم او را تاکنون انتخاب نکرده اند. اگر او منتخب قاطعانه مردم باشد حضورش را شاهد خواهیم بود.

نتیجه ای که از این موضوع گرفتم این بود که، نشستن در یک گوشه و خالص کردن خود و طی کردن درجات عرفانی یا فلسفی در تنهایی، مشکل اساسی حضور امام را حل نخواهد کرد. ظهور امام زمان ع نیازمند درک اجتماعی از شخصیت و اهداف و منش و رفتار اوست. او نمی آید که زندگی دنیوی پیروانش را آباد کند. او وظیفه دارد تمام تاریخ بعد از خود و زندگی تمام انسان ها و غیر انسان ها در تمام عوالم را آباد کند.


منتشر شده

در

توسط

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *